تجزیه پروژه تجزیه

تجزیه پروژه تجزیه

1404/11/01 - 10:10 468 بازدید
تصمیم ایران برای پاسخ گسترده به هر نوع تجاوز دولت آمریکا و همین‌طور عدم همراهی اکثریت جامعه با پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایران،۲ مولفه‌ و مانع جدی بر سر راه پیشبرد کلان‌پروژه تجزیه ایران است.
تصمیم ایران برای پاسخ گسترده به هر نوع تجاوز دولت آمریکا و همین‌طور عدم همراهی اکثریت جامعه با پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایران،۲ مولفه‌ و مانع جدی بر سر راه پیشبرد کلان‌پروژه تجزیه ایران است. البته ۲ پروژه آنطور که ترامپ و نتانیاهو پیش‌بینی می‌کردند جلو نرفت. در جنگ ۱۲ روزه، هم واکنش موشکی و پهپادی ایران و هم واکنش مردم به جنگ باعث شد پروژه آنگونه که ترامپ و نتانیاهو پیش‌بینی می‌کردند جلو نرود. در اغتشاشات و تروریسم خیابانی اخیر نیز واکنش به موقع حافظان امنیت و همین‌طور حضور میلیونی مردم در راهپیمایی «۲۲ دی» باعث شد جنگ مسلحانه داخلی محقق نشود. اگرچه اتفاقات ۱۸ دی تلفات انسانی بر جا گذاشت اما به صورت مشخص، اول، پروژه حمله به مراکز نظامی و انتظامی به قصد غارت اسلحه شکست خورد و دوم؛ حضور ده‌ها میلیونی مردم در خیابان‌ها تلاش ترامپ و نتانیاهو را برای ارائه تصویری از ایران با مختصات تقابل مردم با جمهوری اسلامی ناکام گذاشت. از یک سو مردم با پروژه اغتشاشات و حملات تروریستی که سطحی بی‌سابقه از خشونت عریان را به نمایش گذاشت، همراهی نکردند و از سوی دیگر، حضور گسترده و غیرقابل انکار مردم در راهپیمایی ۲۲ دی نشان داد جمهوری اسلامی دارای یک سرمایه اجتماعی بسیار بزرگ است که هیچ حکومتی در منطقه از آن برخوردار نیست. بنابراین می‌توان گفت دست‌کم در شرایط فعلی، پروژه دوم آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تجزیه ایران نیز شکست خورده است. اما این به معنای توقف یا از دستور ‌کار خارج شدن پروژه نیست. به صورت مشخص، دومین پروژه تجزیه ایران، اگرچه در مرحله نخست با شکست مواجه شد اما این پروژه یک مرحله دوم نیز دارد و آن حمله نظامی آمریکا به ایران است. بیایید روند اغتشاشات اخیر را مرور کنیم. همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، اعتراضاتی در ایران به خاطر بی‌ثباتی بازار ارز به راه افتاد. این اعتراضات به صورت مسالمت‌آمیز برگزار شد و حتی یک مورد زد و خورد پلیس با مردم معترض نیز گزارش نشد. با این حال به بهانه اعتراضات معیشتی، در نوار غربی کشور، یعنی جایی که برخی پایگاه‌های موشکی ایران مستقر است، اعتراض به اغتشاش کشیده شد و با برخی حملات تروریستی به مراکز انتظامی و نظامی همراه شد. با این حال این اغتشاشات و حملات تروریستی با بی‌توجهی قاطبه مردم در این نواحی مواجه شد. ترامپ در این هنگام یک توئیت منتشر و جمهوری اسلامی ایران را تهدید کرد اگر با آشوبگران برخورد کند، آمریکا آماده حمله نظامی به ایران است. چند روز قبل از انتشار این توئیت، ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو به جمع خبرنگاران آمد و گفت با حمله نظامی به ایران، چه به بهانه برنامه موشکی و چه به بهانه برنامه هسته‌ای، کاملا موافق است اما با شروع اغتشاشات در ایران، ترامپ به بهانه حمایت از مردم ایران، موضوع حمله نظامی را مطرح کرد. توئیت ترامپ در واقع به معنای فرمان تشدید ناامنی و گسترش اغتشاشات بود. تلویزیون تروریستی اینترنشنال، بازوی رسانه‌ای موساد این ذهنیت را برای اغتشاشگران و تروریست‌ها ایجاد کرد که در صورت گسترش اغتشاشات، دخالت نظامی آمریکا حتمی است. همزمان پمپئو و برخی مقامات و رسانه‌های رژیم صهیونیستی از حضور ماموران و عوامل موساد در اغتشاشات ایران خبر دادند. در این شرایط کاملا پیش‌بینی می‌شد موساد برای زمینه‌سازی ورود نظامی آمریکا، به دنبال اقدامات تروریستی به قصد کشته‌سازی است؛ راهبردی که در جریان حوادث تروریستی ۱۸ دی در تهران و برخی نقاط کشور انجام شد. پس از حملات تروریستی ۱۸ دی بود که ترامپ مجددا وارد عمل شد و از حمله نظامی قریب‌الوقوع آمریکا به ایران خبر داد.‌ روز سه‌شنبه ترامپ مدعی شد ارتش آمریکا ۳ طرح برای حمله نظامی به ایران را روی میز او گذاشته. روز چهارشنبه رویترز به نقل از برخی منابع غربی گزارش داد تهاجم نظامی آمریکا به ایران طی ۲۴ ساعت آینده انجام خواهد شد. با این حال به دلایلی که مهم‌ترین آنها تهدید ایران به واکنش سخت و همه‌جانبه به حمله نظامی آمریکا بود، این حمله نظامی انجام نشد. ترامپ روز جمعه مدعی شد ایران اعدام ۸۰۰ نفر از دستگیرشدگان را متوقف کرده و حتی از مقامات ایران نیز تشکر کرد. این موضع ترامپ به عنوان عقب‌نشینی او از حمله نظامی آمریکا به ایران ارزیابی شده است. با این حال کارشناسان معتقدند اصل حمله نظامی آمریکا به ایران همچنان روی میز ترامپ است و آمریکا با کمک رژیم‌ صهیونیستی در تلاش است مقدمات انجام این حمله نظامی را فراهم کند. حمله نظامی آمریکا به ایران در راستای احیای اغتشاشات و حملات تروریستی داخلی طراحی شده است. هدف نهایی این حمله نیز همان کلان‌پروژه تجزیه ایران است. با این حال به نظر می‌رسد ترامپ بنا به دلایلی، از جمله هزینه حمله به ایران و عدم آمادگی ارتش این کشور و همین‌طور رژیم صهیونیستی برای مقابله با واکنش ایران به این حمله، فعلا دست نگه داشته است. در فاصله زمانی فراهم شدن مقدمات و زمینه حمله نظامی به ایران، ترامپ یک بازی دیپلماتیک جدید راه انداخته است. یکی دیگر از ملاحظات ترامپ و نتانیاهو درباره حمله نظامی آمریکا به ایران، عدم آمادگی رژیم برای مقابله با حمله موشکی ایران است. برخی منابع غیررسمی می‌گویند در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، یکی از طرح‌های چندگانه ایران برای پاسخ به این حمله، شلیک صدها موشک به صورت همزمان به سمت فلسطین اشغالی است؛ اقدامی که در صورت وقوع، قطعا باعث تحمیل خسارت‌های جبران‌ناپذیر به رژیم می‌شود و موازنه قدرت میان ایران و رژیم اشغالگر را به سود تهران تغییر خواهد داد. بنابراین دلیل عدم حمله نظامی به ایران کاملا مشخص و همین‌طور واضح است ترامپ همچنان گزینه حمله نظامی به ایران را روی میز و در دستور کار نگاه داشته است. روی میز بودن حمله نظامی به ایران، نشان می‌دهد کاخ سفید کلان‌پروژه تجزیه و چندپاره کردن ایران را همچنان در دستور کار دارد. تجزیه ایران البته پروژه‌ای نیست که در دوره ریاست جمهوری ترامپ در دستور کار آمریکا قرار گرفته باشد؛ ایالات متحده آمریکا دست‌کم نزدیک به ۳ دهه است در سودای ایجاد یک نظم جدید منطقه‌ای در غرب آسیا است. نظم فعلی محصول ۸۰ سال قبل و طرح انگلیسی‌ها برای غرب آسیا بوده است اما پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق و پس از آنکه نظم تک‌قطبی آمریکایی بر دنیا حاکم شد، آمریکا همواره نسبت به غارت منابع انرژی غرب آسیا طمع داشته است. به همین خاطر نخستین‌بار پس از لشکرکشی جورج‌ بوش پسر به غرب آسیا، طرح خاورمیانه جدید از سوی کاندولیزا رایس رونمایی شد. با این حال پس از پیروزی حزب‌الله در جنگ ۳۳ روزه و همین‌طور شکل‌گیری جبهه مقاومت در جغرافیای غرب آسیا، طرح خاورمیانه جدید از اولویت کاخ سفید خارج شد. اینک اما با توجه به سیاست‌های جدید آمریکا، این طرح مجددا در دستور کار کاخ سفید قرار گرفته است. سیاست خارجی ترامپ در یک سال اخیر به وضوح نشان می‌دهد هیأت حاکمه آمریکا به این نتیجه رسیده ادامه نظم جهانی فعلی، نه‌تنها منافع آمریکا به عنوان هژمون اصلی را تامین نمی‌کند، بلکه همین نظم، زمینه‌ساز فروپاشی هژمونی فعلی و پدیدار شدن قطب‌های جدید قدرت در جهان می‌شود. به عنوان مثال، آمریکایی‌ها معتقدند رشد اقتصادی پرسرعت چین و تبدیل آن به ابرقدرت جدید جهان، محصول همین نظم فعلی و ساختارهای برساخته آن است. به همین خاطر است که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود، با سرعت بیشتری نسبت به قبل در حال بی‌اعتبارسازی و به معنای دقیق‌تر، فروپاشی ساختارهای برآمده از نظم قبلی است. در این راستا رئیس‌جمهور آمریکا برخلاف اسلافش، به هیچ‌یک از هنجارهای لیبرال‌-‌ دموکراسی پایبند نیست و در مواضع داخلی و خارجی‌اش، ردپایی از دموکراسی یا ارزش‌های دیگری مانند آزادی بیان و... مشاهده نمی‌شود. ترامپ عمدا نشان داده به قواعد و ساختارهای نظم فعلی بی‌اعتناست، چرا که آنها را برای سیاست خود دست و پاگیر می‌داند. در چنین وضعیتی، ترامپ ایده خاورمیانه جدید را نیز پیگیری می‌کند. اکنون مهم‌ترین مانع تحقق نظم جدید در غرب آسیا، ایران و جبهه مقاومت است. اینجاست که منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی بر هم منطبق می‌شود. اگر آمریکا اکنون به دنبال خلع‌سلاح مقاومت و همین‌طور تضعیف و سپس بلعیدن ایران است، هدف و منافع مشترکی است که ترامپ و نتانیاهو با یکدیگر پیدا کرده‌اند. بر همین اساس است که ترامپ، اکنون دست و پا می‌زند تا هر طور شده و به هر شیوه‌ای، ایران را از سر راه ایجاد خاورمیانه جدید بردارد اما این به معنی تغییر حکومت ایران نیست. بر اساس طرح خاورمیانه جدید، ایران دست‌کم باید به ۵ کشور جدید تقسیم شود. برای تحقق این طرح، ترامپ و نتانیاهو نیاز دارند برای جایگزینی جمهوری اسلامی، کسی را روی کار بیاورند که در واقع مجری سیاست‌های آنها باشد. این یک تصور احمقانه است که مشکل آمریکا با ایران، فقط جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی اکنون مهم‌ترین مانع آمریکا برای بلعیدن ایران است. این جمهوری اسلامی است که مانع شده ترامپ نسخه‌ ونزوئلا را برای ایران اجرا کند. بنابراین ترامپ و نتانیاهو به دنبال گزینه‌ای می‌گردند که در صورت تصاحب ایران، پروژه تجزیه و غارت ثروت و دارایی‌های ایران را هموار کند. در این‌باره چند نکته را باید مورد توجه قرار داد. ترامپ و نتانیاهو دنبال یک انقلاب از درون ایران نیستند، چرا که یک انقلاب مردمی در ایران موجب روی کار آمدن یک نظام و حکومت برآمده از اراده مردم می‌شود و این موضوع باعث می‌شود پروژه بلعیدن ایران با اما و اگر مواجه شود. نکته بعد این است که ترامپ و نتانیاهو به دنبال آن هستند از طریق دخالت نظامی، یک عامل دست‌نشانده را در ایران حاکم کنند تا از طریق او بتوانند پروژه سوریه را در ایران اجرایی کنند. در سوریه اکنون با فشار آمریکا و دخالت نظامی رژیم صهیونیستی، این کشور عملا چندپاره شده است. اگرچه به صورت رسمی سوریه تجزیه نشده اما در عمل، چندپاره شده است. بخشی از خاک سوریه در اختیار رژیم است؛ بخش مهمی در اختیار کردهاست. بخش قابل توجهی از جنوب سوریه نیز در اختیار مسلحان وابسته به اردن و امارات است که با رژیم به منافع مشترک رسیده‌اند. حالا ترامپ و نتانیاهو به دنبال تکرار این سناریو در ایران هستند. از سوی دیگر، تجزیه ایران در راستای پروژه خاورمیانه جدید نیز دنبال می‌شود. بر اساس این طرح، همه کشورهای بزرگ باید به چند کشور کوچک‌تر تبدیل شوند تا رژیم صهیونیستی بتواند جایگاه خود را به عنوان هژمون منطقه غرب آسیا تثبیت کند. البته در این فاصله نتانیاهو نیز دست به کار می‌شود تا رویای دیرینه صهیونیست‌ها یعنی پروژه اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات را اجرایی کند. نتانیاهو چند ماه قبل پس از حمله به سوریه و اشغال نقاطی از این کشور، علنا گفت‌ دنبال تحقق پروژه اسرائیل بزرگ است؛ موضعی که بلافاصله با واکنش عربستان سعودی مواجه شد، چرا ک...
« بازگشت به لیست اخبار