چرا ترامپ پای قزاقستان و ازبکستان را به اجلاس گروه ۲۰ باز کرد؟

چرا ترامپ پای قزاقستان و ازبکستان را به اجلاس گروه ۲۰ باز کرد؟

1404/10/21 - 13:09 214 بازدید
به گزارش مشرق، احسان موحدیان فعال رسانه نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، هفته قبل اعلام کرد از روسای جمهور دو کشور قزاقستان و ازبکستان برای شرکت در اجلاس گروه ۲۰ که قرار است امسال در میامی، فلوریدا برگزار شود، دعوت کرده است. این دعوت که نشان‌دهنده تعامل رو به رشد واشنگتن با آسیای مرکزی است، پس از تماس‌های تلفنی جداگانه بین ترامپ و رهبران این دو کشور صورت گرفته است. ترامپ هفته قبل با قاسم جومارت توکایف، رئیس جمهور قزاقستان، و شوکت میرضیایف، رئیس جمهور ازبکستان، تلفنی صحبت کرد و خواستار همکاری آن‌ها برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین، گسترش تجارت و افزایش همکاری در حوزه‌های مختلف شد. ترامپ در مطلبی در شبکه اجتماعی Truth Social در این مورد نوشت: ما در مورد اهمیت برقراری صلح در درگیری‌های جاری و همچنین افزایش تجارت و همکاری بین کشورهایمان صحبت کردیم. رئیس جمهور آمریکا تأیید کرد که هر دو رهبر به عنوان مهمان به اجلاس آتی گروه ۲۰ دعوت خواهند شد. ترامپ نوشت: ایالات متحده سال آینده میزبان اجلاس گروه ۲۰ خواهد بود و ما از هر دوی این رهبران دعوت خواهیم کرد تا به عنوان مهمان به ما بپیوندند. این دعوت نشان‌دهنده علاقه روزافزون واشنگتن به آسیای مرکزی، منطقه‌ای غنی از مواد معدنی استراتژیک، و همچنین نقش رو به رشد آن در اجرای ابتکارات صلح و حل مناقشات مهم از نظر دولت آمریکا است. آمریکا بر تقویت همکاری‌های تجاری و اقتصادی با کشورهای آسیای مرکزی متمرکز شده، منطقه‌ای که نقش کلیدی در زنجیره‌های تأمین منابع جهانی ایفا می‌کند. در جریان این مکالمه توکایف از ترامپ برای بازدید از قزاقستان دعوت کرد. توکایف در طول مکالمه تلفنی خود، رهبری ترامپ را در حل مناقشات بین‌المللی و دستیابی به نتایج مثبت در داخل کشور ستود. رهبر قزاقستان ابراز امیدواری کرد که سفر ترامپ "یک رویداد تاریخی" باشد. چرا قزاقستان برای آمریکا اهمیت دارد؟ ۱) موقعیت ژئوپلیتیکی در قلب اوراسیا: قزاقستان بزرگ‌ترین کشور آسیای مرکزی است و با روسیه، چین و دریای کاسپین هم مرز است. این کشور در حد فاصل اروپا، خاورمیانه و شرق آسیا قرار گرفته و لذا قزاقستان برای ترامپ که سیاست «رقابت با قدرت‌های بزرگ» را دنبال می‌کند، یک نقطه توازن برای مهار نفوذ روسیه در حیاط خلوت سابق شوروی و محدود کردن گسترش نفوذ چین از طریق طرح‌هایی مانند یک کمربند و یک جاده محسوب می‌شود. ۲) اهرمی برای رقابت با چین: قزاقستان یکی از نقاط حیاتی و اصلی اجرای پروژه یک کمربند و یک جاده چین است. از نگاه ترامپ، نفوذ چین در بخش زیرساخت، انرژی و ترانزیت قزاقستان یک تهدید بلندمدت بوده و نزدیکی آمریکا به قزاقستان گزینه‌های جایگزین اقتصادی و سیاسی برای این کشور ایجاد می‌کند. این دقیقاً با راهبرد ترامپ در جهت مهار چین بدون درگیری مستقیم با آن هم‌خوانی دارد. ۳) استفاده از انرژی و منابع طبیعی: قزاقستان، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز منطقه بوده و دارای ذخایر عظیم اورانیوم، فلزات کمیاب و مواد معدنی استراتژیک است. برای ترامپ که به امنیت انرژی، کاهش وابستگی غرب به منابع معدنی و انرژی تحت نفوذ روسیه و چین اهمیت می‌دهد، قزاقستان یک شریک جذاب است. ۴) منافع اقتصادی و رویکرد معامله‌محور ترامپ: ترامپ اغلب به سیاست خارجی از دریچه سود اقتصادی مستقیم می‌نگرد و قزاقستان را یک بازار بکر برای شرکت‌های آمریکایی در حوزه انرژی، کشاورزی و زیرساخت می‌داند. قراردادهای نفتی با شرکت‌هایی مثل Chevron و ExxonMobil به این بازار چشم دارند و فرصت‌های صادرات فناوری و تجهیزات برای آنها فراهم است. قزاقستان از معدود کشورهای منطقه آسیای مرکزی است که رویکردی نسبتاً باز به سرمایه‌گذاری غربی دارد. ۵) کمک به حفظ امنیت منطقه‌ای و مدیریت شرایط افغانستان: قزاقستان در حفظ ثبات آسیای مرکزی نقش کلیدی داشته و از نظر لجستیکی و سیاسی برای هدایت عملیات ورود و خروج آمریکا از افغانستان مهم است. ترامپ که به دنبال کاهش حضور نظامی مستقیم در نقاطی به غیر از قاره آمریکا و در عین حال تداوم نفوذ امنیتی در جهان است به همکاری با بازیگران منطقه‌ای در آسیای مرکزی مثل قزاقستان نیاز دارد. ۷) الگوی موازنه‌سازی بدون اتحاد رسمی: ترامپ معمولاً در قبال دیگر کشورها از تعهدات سنگین امنیتی دوری کرده، ولی از روابط انعطاف‌پذیر و غیرمتعهدانه استقبال می‌کند. قزاقستان هم چنین سیاستی دارد و ضمن حفظ روابط هم‌زمان با روسیه، چین، آمریکا و اروپا به طور کامل به هیچ بلوکی نمی‌پیوندد. بنابراین، از نگاه ترامپ، قزاقستان یک اهرم ژئوپلیتیکی علیه چین و روسیه، شریکی مفید در بخش انرژی با اقتصادی سودآور، بازیگری باثبات در منطقه‌ای حساس و نمونه‌ای از یک کشور پذیرنده نفوذ آمریکا بدون تحمیل هزینه نظامی بالا محسوب می‌شود. بود. به همین دلیل، گسترش روابط آمریکا با قزاقستان کاملاً با منطق اول آمریکای ترامپ در قالب رقابت قدرت‌های بزرگ هم‌خوانی دارد. چرا ازبکستان برای ترامپ اهمیت دارد؟ اهمیت ازبکستان برای ترامپ و به‌طور کلی دستگاه سیاست خارجی آمریکا را نیز باید در ترکیب ژئوپلیتیک، امنیت منطقه‌ای و منطق معامله‌محور ترامپ دید. ازبکستان اگرچه کمتر از قزاقستان دارای منابع انرژی است، اما از نظر امنیتی و ژئواستراتژیک حتی در برخی ابعاد مهم‌تر است که در ادامه به برخی از دلایل این اهمیت اشاره می‌کنیم. ۱) موقعیت ژئوپلیتیکی بی‌بدیل در قلب آسیای مرکزی: ازبکستان، تنها کشور آسیای مرکزی است که با همه همسایگان خود در آسیای مرکزی و نیز افغانستان مرز مشترک داشته و در مرکز شبکه راه‌های زمینی بین روسیه، چین، افغانستان و ایران (به طور غیرمستقیم) قرار گرفته است. برای ترامپ که به کنترل گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی بدون حضور نظامی گسترده علاقه دارد، ازبکستان یک قطب کلیدی محسوب می‌شود. ۲) نقش کلیدی افغانستان: مهم‌ترین عامل علاقه ترامپ به ازبکستان، افغانستان است. ازبکستان دارای مرز مستقیم با افغانستان بوده و برای تامین مسیرهای ترانزیت، برقراری لجستیک نظامی و انجام مذاکرات منطقه‌ای صلح افغانستان نقش کلیدی ایفا می‌کند. ترامپ نمی‌خواهد هزینه حضور نظامی آمریکا در افغانستان به این کشور تحمیل شود، اما در عین حال تمایل دارد نفوذ و اهرم فشار آمریکا در این کشور حفظ شود. این امر بدون همکاری ازبکستان تقریباً ناممکن است. ۳) حفظ امنیت و مبارزه با رقبا: ازبکستان سابقه مقابله با جنگجویان بازگشته از افغانستان و سوریه را دارد. از نگاه ترامپ، حفظ ثبات ازبکستان یک سد امنیتی در آسیای مرکزی در برابر روسیه و حتی چین ایجاد می‌کند. همکاری امنیتی با تاشکند کم‌هزینه‌تر از مداخله نظامی مستقیم در آسیای مرکزی بوده و با دکترین اول امریکای ترامپ هم‌راستا است. ۴) کمک به کاهش نفوذ روسیه در فضای پسا شوروی: ازبکستان برخلاف بلاروس، ارمنستان و قرقیزستان که وابستگی زیادی به روسیه دارند، همواره به دنبال استقلال راهبردی بوده است. ترامپ این کشور را گزینه‌ای طبیعی برای ایجاد موازنه نرم با روسیه، بدون تحریک مستقیم کرملین می‌داند. ۵) یاری برای مهار تدریجی نفوذ چین: چین در ازبکستان، سرمایه‌گذاری سنگینی در حوزه زیرساخت انجام داده و حضور اقتصادی رو به رشدی در این کشور دارد. اما ازبکستان در مقایسه با کشورهایی مانند قرقیزستان نسبت به وابستگی بیش از حد به چین محتاط بوده و به دنبال تنوع بخشی به شرکاست؛ لذا ترامپ تلاش دارد آمریکا را به‌عنوان «گزینه سوم» در کنار چین و روسیه معرفی کند. ۶) اصلاحات داخلی و ایجاد فرصت سیاسی: پس از مرگ اسلام کریم‌اف، ازبکستان اصلاحات اقتصادی ناشی از باز شدن نسبی فضای سیاسی را آغاز کرد. برای دولت ترامپ این تحول فرصتی برای نفوذ به این کشور بدون اجرای پروژه‌های دموکراسی‌سازی پرهزینه و برپا کردن انقلاب‌های رنگی پردردسر بوده است. زیرا می‌تواند با حکومتی که مشروعیت بین‌المللی آن زیر سوال نرفته، همکاری کند. این روند دقیقاً با سبک مدنظر ترامپ (حساسیت کم نسبت به حقوق بشر، تمرکز بر ثبات و کسب حداکثر سود بدون دردسرهای امنیتی و سیاسی) سازگار بوده است. ۷) منافع اقتصادی و بازار دست‌نخورده: ازبکستان ۳۴ میلیون نفری پرجمعیت‌ترین کشورآسیای مرکزی بوده و یک بازار مصرفی بکر است. این کشور نیاز شدیدی به فناوری‌های پیشرفته، مدرن سازی کشاورزی، توسعه زیرساخت‌های انرژی و ... دارد. ترامپ علاقه‌مند است تا شرکت‌های آمریکایی زودتر از رقبا بازارهای این کشور را تسخیر کنند و قراردادهای مستقیم و دوجانبه بین طرف‌های آمریکایی و ازبک شکل بگیرد. ۸) الگوی نفوذ کم‌هزینه برای آمریکا: ازبکستان برای ترامپ نه یک متحد نظامی رسمی، بلکه یک شریک امنیتی-عملیاتی انعطاف‌پذیر است که بدون تعهد دفاعی سنگین و بدون هزینه داخلی بالا می‌توان در آن نفوذ سیاسی و امنیتی کسب کرد؛ لذا از نگاه ترامپ، ازبکستان، کلید مدیریت و کنترل افغانستان توسط آمریکا، ستون ثبات امنیتی آسیای مرکزی، اهرم غیرمستقیم فشار علیه چین و روسیه، یک بازار اقتصادی آینده‌دار و نمونه‌ای از نفوذ آمریکا بدون ملت‌سازی و ایجاد انقلاب رنگی است. به همین دلیل، گسترش روابط با تاشکند کاملاً در چارچوب سیاست خارجی عمل‌گرایانه و رقابتی ترامپ قرار می‌گیرد. علل و پیامدهای دعوت از این دو کشور به اجلاس گروه ۲۰ علل این دعوت عبارتند از: ۱) برجسته‌سازی نقش آسیای مرکزی در رقابت قدرت‌های بزرگ: ترامپ آسیای مرکزی را خط تماس ژئوپلیتیکی میان روسیه، چین و غرب و بخشی از صفحه شطرنج رقابت قدرت‌های بزرگ می‌داند؛ لذا دعوت از قزاقستان و ازبکستان به معنای رسمیت‌بخشی سیاسی به نقش این منطقه و انتقال آن از حاشیه به متن نظم جهانی جدیدی است که ترامپ قصد برپا کردن آن را دارد. ۲) ارسال پیام غیرمستقیم به چین: هر دو کشور در مسیر اجرای ابتکار یک کمربند، یک جاده چین قرار دارند. اما علاقه‌ای به وابستگی کامل به پکن ندارند. ترامپ با دعوت خود این نکته را القا می‌کند که آمریکا هم بازیگری مهم در اوراسیاست، و فقط چین و روسیه در این منطقه نقش آفرینی نمی‌کنند. این یک پیام مهار نرم از سوی آمریکاست که بر اساس دکترین سیاست خارجی ترامپ فعلا قصد تقابل مستقیم با این دو کشور را ندارد و تقابل نظامی خود را در حال حاضر معطوف به قاره آمریکا کرده است. ۳) موازنه‌سازی محتاطانه در برابر روسیه: قزاقستان و ازبکستان بخشی از حوزه نفوذ سنتی روسیه‌اند، اما سیاست خارجی چندجانبه و مستقل را پیگیری می‌کنند. دعوت سران این دو کشور به اجلاس گروه بیست بدون خروج آنها از مدار روسیه، به افزایش قدرت مانور دیپلماتیک هر دو کشور صورت می‌انجامد. ترامپ ترجیح می‌دهد بدون تحریک امنیتی مستقیم موجب کاهش و فرسایش نفوذ روسیه در آسیای مرکزی شود. ۴) پیوند زدن امنیت آسیای مرکزی به اقتصاد جهانی: ترامپ نگاه امنیتیِ صرف به منطقه را ناکافی دانسته و دعوت سران قزاقستان و ازبکستان به ...
« بازگشت به لیست اخبار