ورود به دنیای تبهکاران پس از شکست عشقی
پسر جوان چند سال قبل پس از شکست عشقی شروع به مصرف و خرید و فروش موادمخدر کرد. وی پس از آشنایی با زن دیگری، دلباخته او شد و پس از اینکه قدم به دنیای سارقان گذاشت، شناسایی و بازداشت شد.
به گزارش مشرق، چندی قبل مأموران پلیس تهران در جریان سرقتهای سریالی باتری خودروهای سواری در مناطق تهران قرار گرفتند. بررسیهای مأموران نشان داد مرد نقابداری در تاریکی شب خیلی ماهرانه کاپوت خودروها را باز میکند و پس از سرقت باتری متواری میشود. سارق تکرو که هیچ ردی از خودش بهجا نمیگذاشت با شکایتهای سریالی تحت تعقیب مأموران قرار گرفت. چند شب قبل آخرین سرقت به مأموران گزارش شد که در بررسی محل حادثه مأموران دریافتند سارق تکرو اینبار با همدستی مرد دیگری باتری چند خودروی سواری را سرقت کرده است. همدست وی نقش راننده را داشت و سارق حرفهای خودش باتری را سرقت کرد و سپس دو نفری با خودروی سواری پلاک مخدوش فرار کردند. بازداشت با اموال سرقتی گفتوگو با متهم/ شکست عشقی معتادم کرد فربد ۳۵ ساله، مجرم سابقهداری است که به گفته خودش شکست عشقی او را در دوران جوانی معتاد به موادمخدر کرد و پس از آن وارد جرگه خلافکاران شد. فربد معتادی؟ بله، چند سالی است که به موادمخدر اعتیاد دارم. به همین دلیل سرقت میکردی؟ نه، البته اعتیاد به موادمخدر مسیر زندگیام را از چند سال قبل تغییر داد، وگرنه من هم مثل دوستان و بستگانم زندگی سالمی داشتم. این اولین باری است که به اتهام سرقت دستگیر شدم و سابقههای قبلیام سرقت نبود. سابقههای قبلیات چه بود؟ من پنج بار سابقه دستگیری دارم که همه سابقههایم مربوط به موادمخدر است. وقتی معتاد شدم، موادمخدر میفروختم و بازداشت میشدم. همه گرفتاریهایم بهخاطر اعتیاد است. چرا معتاد شدی؟ تمام بدبختیهایم برمیگردد به دو زن؛ اولین زن باعث معتاد شدنم به موادمخدر شد و دومین زن هم باعث شد سارق شوم. چرا به خاطر یک زن معتاد شدی؟ مدتی قبل از طریق یکی از دوستانم با زن جوانی به نام سهیلا آشنا شدم. او نوزاد شیرخواری داشت، اما شوهر نداشت و من با او در ارتباط بودم. چند روز قبل به من گفت پول ندارد برای نوزادش شیرخشک بخرد و از من خواست همراه برادرش به سرقت بروم و بعد هم برای بچهاش شیرخشک بخرم. وقتی گفت نیاز به پول دارد، فردینبازیم گل کرد و قبول کردم همراه برادرش به سرقت بروم. نقش تو در سرقت چه بود؟ اولین بار بود که با برادرش به سرقت میرفتم. من راننده بودم و او از خودرو پیاده میشد و خودروهایی را که تجهیزات ایمنی نداشتند در یک چشم بههم زدن کاپوتشان را باز و باتریشان را سرقت میکرد. خیلی حرفهای بود و همان شب فهمیدم که او سارق حرفهای است و خواهرش به بهانه پول شیرخشک، مرا فریب داده که همراه برادرش سرقت کنم تا همدست داشته باشد. خبر نداشتی که برادرش سارق است؟ چطور بازداشت شدی؟ همان شب اول چهار باتری سرقت کردیم و چند شب بعد، او با مالخری قرار گذاشت تا باتریها را به او تحویل بدهم. وقتی سر قرار رفتم، مأموران به من مشکوک شدند و بازداشت شدم. منبع: جوان
« بازگشت به لیست اخبار