ایران قوی علیه زورگویی غرب

ایران قوی علیه زورگویی غرب

1404/10/20 - 19:54 589 بازدید
یکی از مفاهیم کلیدی در بیانات رهبر انقلاب در سال‌های اخیر، کلیدواژه «ایران قوی» است که نه‌تنها به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک راهبرد جامع و واقع‌بینانه برای پیشرفت، عزت و امنیت ملت مطرح شده است.
یکی از مفاهیم کلیدی در بیانات رهبر انقلاب در سال‌های اخیر، کلیدواژه «ایران قوی» است که نه‌تنها به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک راهبرد جامع و واقع‌بینانه برای پیشرفت، عزت و امنیت ملت مطرح شده است. به گزارش مشرق، یکی از مفاهیم کلیدی و پرتکرار در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های اخیر، کلیدواژه «ایران قوی» است که نه‌تنها به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک راهبرد جامع و واقع‌بینانه برای پیشرفت، عزت و امنیت ملت ایران مطرح شده و ریشه در درک عمیق ایشان از منطق حاکم بر روابط بین‌المللی دارد؛ جایی که ضعیفان همواره مورد تعرض و زورگویی قدرت‌های سلطه‌گر قرار می‌گیرند. از دیدگاه ایشان، مسیر دستیابی به استقلال واقعی و جلوگیری از فشارهای خارجی، قوی شدن همه‌جانبه کشور است که این دیدگاه واقع‌گرایانه از تحلیل دقیق شرایط جهانی نشأت می‌گیرد و تأکید می‌کند در دنیایی پر از تهدیدها تنها اقتدار داخلی می‌تواند مانع تعرض دشمنان شود. البته این اتفاق بی‌سابقه نبود و یادآور الگوهای تاریخی مداخله‌جویانه قدرت‌های سلطه‌گر است که وقتی ابزارهای دیپلماتیک، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی به نتیجه نمی‌رسد، به نیروی نظامی عریان رو می‌آورند. چنین اقداماتی بخشی از دکترین‌های امپریالیستی است اما آنچه این رویداد را برای بسیاری شوک‌آور کرد، نه خود عمل ربایش، بلکه زمینه زمانی آن بود. در دوران پس از جنگ سرد، آمریکا و متحدان غربی‌اش وعده‌ای از نظم جهانی نوین داده بودند که بر پایه قانون بین‌المللی، احترام به حاکمیت ملی و حل اختلافات از طریق نهادهایی مانند سازمان ملل استوار بود. این وعده‌ها ظاهراً قرار بود عصر جدیدی از روابط بین‌الملل را رقم بزند که در آن زورگویی مستقیم قدرت‌های بزرگ جای خود را به قواعد مشترک بدهد. با این حال، عملیات اخیر علیه ونزوئلا نشان‌دهنده فروپاشی کامل این نظم ادعایی است. آمریکا نه‌تنها حاکمیت ونزوئلا را نقض کرد، بلکه رئیس‌جمهور ترامپ علناً اعلام کرد ایالات متحده کشور را «اداره» خواهد کرد و به ذخایر عظیم نفتی آن دسترسی خواهد داشت که این خود یادآور انگیزه‌های اقتصادی پشت بسیاری از مداخلات گذشته است. این اقدام که از سوی بسیاری از کارشناسان حقوق بین‌الملل به عنوان نقض فاحش منشور سازمان ملل محکوم شده، ما را به دورانی بازگردانده که قدرت‌های بزرگ بدون توجه به عرف و قانون بین‌المللی عمل می‌کنند؛ دورانی که پیش‌تر در ظاهر حداقل تقبیح می‌شد، حتی اگر در عمل رخ می‌داد. حالا اما این نقض‌ها نه‌تنها پنهان نمی‌ماند، بلکه با افتخار اعلام می‌شود و توجیه‌هایی مانند «اجرای عدالت» یا «حمایت از دموکراسی» برای آنها ساخته می‌شود، در حالی که منتقدان آن را بازگشت به قانون جنگل و امپریالیسم کلاسیک می‌دانند. اگر قدرت‌های بزرگ بتوانند بدون عواقب جدی چنین اقداماتی انجام دهند، وعده‌های نظم لیبرال پس از جنگ سرد کاملاً بی‌معنا شده و جهان به سمت قطبی‌سازی بیشتر و بی‌ثباتی پیش می‌رود؛ جایی که حاکمیت ملی تنها برای ضعیفان مقدس است و برای قدرتمندان، مانعی قابل عبور. تجربه ونزوئلا دقیقاً نشان می‌دهد ضعف داخلی - بحران اقتصادی، اختلافات سیاسی عمیق و عدم رضایت عمومی - چگونه درهایی را برای مداخله خارجی باز می‌کند. «مقاومت» واقعی نه در شعارهای توخالی یا اتحادهای ظاهری، بلکه دقیقاً در ایجاد این دولت - ملت قوی نهفته است. در جهانی که قانون جنگل حاکم شده، تنها قدرت داخلی (ایران قوی) واقعی می‌تواند حاکمیت را حفظ و از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کند. * اهمیت دولت و ملت قوی برای مقابله با تهدیدات هر کشور از ۲ رکن اساسی دولت و ملت تشکیل شده و بر اساس قدرت و ضعف این ۲ رکن، ۴ وضعیت اصلی قابل تصور است: دولت ضعیف و ملت ضعیف، دولت قوی و ملت ضعیف، دولت ضعیف و ملت قوی و در نهایت دولت قوی و ملت قوی که نقطه ایده‌آل و پایدار برای هر جامعه‌ای به شمار می‌رود. دولت ضعیف، دولتی است که فاقد اقتدار لازم برای اداره امور، اجرای قانون و تأمین امنیت و رفاه شهروندان است، در حالی که ملت ضعیف، جامعه‌ای است با جامعه مدنی نحیف، سرمایه اجتماعی پایین، اعتماد عمومی اندک و هویت ملی کمرنگ که در آن انسجام و همبستگی ملی جای خود را به شکاف‌های قومی، منطقه‌ای یا طبقاتی داده است. در وضعیت دولت ضعیف و ملت ضعیف، هیچ اقتداری برای برقراری نظم وجود ندارد و جامعه مدنی نیز نمی‌تواند مکانیسم‌های تعاملی سالم ایجاد کند. در نتیجه، نهادهایی مانند دانشگاه‌های مستقل، رسانه‌های قدرتمند و آزاد یا اقتصاد پویا شکل نمی‌گیرد، توسعه متوقف می‌شود و مشکلات انباشته‌شده به جای حل، به بحران‌های عمیق‌تر مانند درگیری‌های قومی و فروپاشی اجتماعی منجر می‌شود. قصه پرغصه افغانستان در سال‌های اخیر، نمونه‌ای تلخ از همین وضعیت دولت ضعیف و ملت ضعیف است؛ کشوری که پس از تسلط دوباره طالبان در ۲۰۲۱، با بحران‌های اقتصادی شدید، فقر گسترده (بیش از ۹۰ درصد جمعیت در ۲۰۲۵)، بیکاری بالا (۷۵ درصد)، انزوای بین‌المللی و شکاف‌های قومی عمیق روبه‌رو شده و دولت طالبان نتوانسته اقتدار ملی واقعی ایجاد کند، بلکه قدرت بیشتر قومی و ایدئولوژیک شده و هویت ملی مشترک کمرنگ‌تر از همیشه است. نماد این ضعف، پرچم است که حتی سال‌ها پس از تغییر به پرچم سفید طالبان، هنوز برای بسیاری از افغان‌ها نماد وحدت ملی نیست و اعتراضات پراکنده به آن ادامه دارد، هرچند سرکوب می‌شود. در مقابل، دولت قوی، دولتی است با اقتدار مبتنی بر مشروعیت واقعی، کارآمدی در اداره امور و جلب رضایت شهروندان از طریق عدالت، امنیت و پیشرفت. چنین دولتی نه‌تنها زورگویانه عمل نمی‌کند، بلکه قدرت خود را از حمایت ملت می‌گیرد. در افغانستان پیش از طالبان نیز ضعف در ایجاد اقتدار ملی فراتر از قومیت‌ها یکی از عوامل ناپایداری بود و حالا این ضعف دوچندان شده، جایی که دولت مرکزی نتوانسته انسجام واقعی ایجاد کند و کشور در تلاطم بحران‌های انسانی و امنیتی باقی مانده است. کشور قوی، دقیقاً نقطه مقابل این وضعیت اسفبار است و «ایران قوی» که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر آن تأکید کرده‌اند، تنها در گرو ترکیب دولت قوی و ملت قوی محقق می‌شود؛ دولتی کارآمد، عدالت‌محور و مردمی که با ملت پویا، همبسته و دارای هویت ملی پررنگ همراه باشد. اگر «ایران قوی» را به عنوان ضرورت برای جلوگیری از تهدیدات خارجی - مانند آنچه در ربایش مادورو از ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶ دیدیم یا جنگ ۱۲ روزه اخیر - شعار می‌دهیم، باید تلاش اصلی را بر ساختن ملت قوی متمرکز کنیم، چرا که حتی با دولت مقتدر، بدون ملت قوی - ملتی با سرمایه اجتماعی بالا، اعتماد عمومی، جامعه مدنی فعال و هویت ملی غنی - ایران قوی پایدار نخواهد بود. ملت قوی، ملتی است که در آن رضایت عمومی، مشارکت مدنی و حس تعلق ملی حاکم است و این انسجام، پایه واقعی مقاومت در برابر فشارهای خارجی و چالش‌های داخلی مانند تورم، فقر و تحریم‌هاست؛ تجربه نشان داده تنها وقتی دولت و ملت همزمان قوی باشند، کشور می‌تواند از بحران‌ها عبور کند و به عزت و پیشرفت برسد، همان‌طور که تأکید رهبر انقلاب بر قوی شدن همه‌جانبه، از نظامی و اقتصادی تا فرهنگی و اجتماعی، دقیقاً به همین تعامل متقابل دولت و ملت اشاره دارد. * دولت قوی و جامعه قوی در جمهوری اسلامی ایران مسعود پورفرد، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌وگو با «وطن امروز» یکی از الزامات تحقق ایران قوی، در اندیشه رهبر معظم انقلاب را شکل‌گیری دولت قوی و جامعه قوی برشمرد و این نظریه را در منطق رهبر معظم انقلاب مورد بحث قرار داد. پورفرد در این باره به «وطن امروز» گفت: دولت قوی و جامعه قوی، یک نظریه یا تئوری است که رهبر انقلاب در حوزه حکمرانی مطرح کرده‌اند. در این نظریه، باید بررسی کنیم رهبری چه ویژگی‌هایی برای دولت قوی و چه ویژگی‌هایی برای جامعه قوی ذکر کرده‌اند. همچنین به ‌طور تجربی باید ببینیم چرا برخی دولت‌ها کمتر قادر به اجرای این مفاهیم هستند. ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد که این موارد نیاز به یک گفت‌وگوی مفصل دیگری برای پاسخ به آنها داشته باشد. اما به ‌طور کلی در تاریخ حکمرانی در ایران، همواره شاهد شکاف بین دولت و مردم بوده‌ایم. این شکاف، بین دولت و جامعه یا دولت و ملت، از گذشته تا دوران مشروطه وجود داشت. در دوره مشروطه تلاش شد دولت‌ها به تقویت و تحکیم جامعه بپردازند. پس از آن در جمهوری اسلامی، در قانون اساسی کشور، تغییراتی نسبت به قانون اساسی مشروطه ایجاد شد. تفاوت مهم این دو در این است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت ویژگی‌هایی پیدا می‌کند که علاوه بر مسؤولیت‌های سیاسی، وظایفی در حوزه معنوی و اخلاقی نیز بر عهده دارد. این در حالی است که در قانون اساسی مشروطه، چنین مسؤولیت‌هایی برای دولت وجود نداشت. البته در کنار این مساله، یک مشکل دیگر در تاریخ ایران وجود داشته است و آن، وجود دولت‌های غول‌پیکر و قدرتمند است. این دولت‌ها به معنای قوی بودن در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نبوده‌اند، بلکه به شکلی دیکتاتوری و سلطه‌گر عمل کرده‌اند. در نتیجه، 2 مشکل اساسی در تاریخ حکمرانی ایران وجود داشته است: اولاً شکاف بین دولت و مردم و جامعه و ثانیاً وجود دولت‌های غول‌پیکر که به‌ نوعی قلدر محله بوده‌اند. اما در جمهوری اسلامی، با تغییرات قانونی و ایجاد ویژگی‌های خاص برای دولت، تحولاتی رخ داده است که در آن، رهبری ویژگی‌هایی را برای یک دولت قوی مطرح می‌کنند. این ویژگی‌ها در مباحث قدرت دولت مورد بحث قرار گرفته و به ‌طور کلی در نگاه رهبری، دولت باید قوی باشد. پیش از اینکه وارد ویژگی‌های این دولت قوی شویم، لازم است اشاره‌ای به دسته‌بندی‌های مختلف درباره رابطه دولت و مردم در تاریخ جهانی داشته باشیم. دسته‌ای دیگر از کشورها مانند سودان و لیبی وجود دارند که نه دولت قوی دارند و نه جامعه قوی و شرایط آنها نشان‌دهنده فقدان یک نظریه خاص در این زمینه است. با این حال، یک نظریه دیگر نیز وجود دارد که به‌ دنبال ترکیب «دولت قوی و جامعه قوی» است. این نظریه کمتر در دیدگاه‌های لیبرالیستی یا چپ سوسیالیستی پرداخته شده است اما به نظر می‌رسد در نگاه اسلامی، با توجه به جمع‌بندی‌هایی که رهبری در این زمینه انجام داده‌اند، به این مفهوم توجه بیشتری شده است. در این نگاه، تأکید بر این است که دولت باید هم قوی باشد و هم جامعه باید از قوت و قدرت برخوردار باشد. * دولت قوی در منطق سیاسی رهبر انقلاب دومین ویژگی یک دولت قوی در حکمرانی جمهوری اسلامی، کارآمد بودن است. دولت باید از توانایی لازم برای حل مشکلات و اجرای برنامه‌ها برخوردار باشد. به ‌طور خاص، دلایل عدم کارآمدی برخی دولت‌ها در جمهوری اسلامی نیازمند بررسی و تحلیل است که این خود مستلزم یک گفت‌وگوی جداگانه است. در این بحث، به ‌طور موقت به ویژگی‌های دولت قوی می‌پردازیم و ی...
« بازگشت به لیست اخبار